دريچه‌اي به‌سوي كارآفريني تكنولوژيک

در سال‌هاي اخير رشد كارآفريني براساس تكنولوژي اطلاعات به حدي بوده كه عصر ما را به عصر كارآفريني موسوم كرده است.

مهندس عليرضا بوشهري

  (انديشگاه شريف)

اشاره

كارآفريني موتور توسعه‌ اقتصادي است. آنچه كارآفرينان مخاطره‌جو انجام دهند نوعي "تخريب خلاق" در نظام اقتصادي و ايجاد ساختارها و مناسبات اقتصادي جديد است. كارآفريني فرزند ايده‌هاي تجاري جديد است و همواره در سيماي كسب‌وكارهاي نو تجلي مي‌كند. اما شكفتن ايده‌هاي نو، اغلب نيازمند استفاده از تكنولوژي‌هاي جديد است و اصطلاحاً  به "كارآفريني تكنولوژيك" منجر مي‌شود. مقاله كوتاه حاضر دريچه زيبايي را به‌سوي كارآفريني باز مي‌كند.

 

 

وقتي انسان‌هاي اوليه "ابزارسازي" را كشف كردند، اولين كارآفرينان تكنولوژيك ظهور نمودند. آنان ابزارهايي را براي ديگران مي‌ساختند و آن ابزارها را با غذا و ساير مايحتاج خود معاوضه مي‌كردند  [cardullo,P3].

قدمت واژه‌ي كارآفرين به سال 1709 ميلادي برمي‌گردد. سي[i]، اقتصاددان قرن هجدهم، كارآفرين را فردي تعريف كرد كه "منابع اقتصادي را از حوزه‌اي با بهره‌وري پايين‌تر بيرون مي‌كشد و آن‌ها را به حوزه‌اي با بهره‌وري و سود بيشتر منتقل مي‌كند" [Drucker 1985, P.277].

 در نيمه اول قرن بيستم، شومپيتر[ii]، اقتصاددان و نظريه‌پرداز اجتماعي، مطالب گسترده‌اي پيرامون كارآفريني و تأثير آن بر اقتصاد نوشت. تز شومپيتر اين بود كه كارآفرينانِ نوآور موجب نوعي "عدم تعادل پويا"[iii] در اقتصاد مي‌شوند. وي، فرد كارآفرين را يك "تخريب‌گر خلاق"[iv] قلمداد مي‌كرد كه با تجاري‌سازي نوآوري و جاانداختن آن در محيطي كه قبلاً فاقد آن بوده، تعادل اقتصادي را بر هم مي‌زند.

بعد از شومپيتر، محققان زيادي مباحث كارآفريني را دنبال كردند. پيتر دراكر، پير مديريت، در سال 1985 كتابي پيرامون اصول نوآوري و كارآفريني نوشت[Drucker 1985] . صاحب‌نظران در مباحث استراتژيك، همچون مينتزبرگ نيز مباحث كارآفريني را در آثار خود مطرح كردند [cardullo 1999,P7] . هم‌اكنون ادبيات گسترده‌‌اي در اين زمينه در سطح بين‌المللي وجود دارد كه مقوله‌ي كارآفريني را به‌طور اعم و مقوله‌ي كارآفريني تكنولوژيك را به‌طور اخص مورد بحث قرار مي‌دهد.

در طول تاريخ، كارآفرينان از تبار نخبگان بوده‌اند. نخبگانِ كارآفرينِ سنتي كه به دوران اولين انقلاب صنعتي تعلق داشتند و با صنايع سنگين آن زمان در ارتباط بودند، از سياست‌هاي حمايت از صنايع داخلي[v] جانبداري مي‌كردند. آنان با ايجاد نوعي روابط "كارتل‌گونه"[vi] تلاش مي‌كردند قيمت‌ها را در سطح ملي بالا ببرند [cardullo,P6].

با ورق خوردن تاريخ، نسل ديگري از كارآفرينان ظهور كرده‌اند كه با "صنايع مبتني بر دانش"[vii] ارتباط دارند. اين نخبگانِ كارآفرين در ابتدا از حوزه‌هايي چون شيمي، برق و خودرو سر برآوردند. در آخرين دهه‌هاي قرن بييستم، با رونق تكنولوژي اطلاعات، سرفصل ديگري در مبحث كارآفريني تكنولوژيك پديد آمد. كارآفريناني چون بيل گيتس، مفهوم تخريب خلاقانه‌ي شومپيتر را با تكيه بر تكنولوژي اطلاعات به تصوير كشيدند. در سال‌هاي اخير، رشد كارآفريني تكنولوژيك بر مبناي تكنولوژي اطلاعات به حدي بوده است كه برخي صاحب‌نظران، اطلاق "عصر كارآفريني" به عصر حاضر را ناشي از همين رويداد مي‌دانند.

در يك نگاه تاريخي به كارآفريني تكنولوژيك، دو الگوي عمده را تشخيص مي‌دهيم. در دويست سال گذشته، كارآفريني از الگوي "مخترع ـ كارآفرين" به سمت الگوي "نوآور ـ كارآفرين" متمايل شده است [cardullo,P11]. الگوي "مخترع ـ كارآفرين" با افرادي مثل آلفرد نوبل (مخترع ديناميت)، گراهام‌بل (مخترع تلفن) و توماس اديسون (مخترع چراغ برق و غيره) مشخص مي‌شود. الگوي "نوآور ـ كارآفرين" نيز با افرادي مثل بيل گيتس (پديدآورنده سيستم‌هاي عامل كامپيوتر) و گوردن مور (پديدآورنده‌ي ريزپردازنده‌ها) مشخص مي‌گردد.

هرچند مخترعان هنوز هم بنگاههاي كارآفريني تكنولوژيك تأسيس مي‌كنند، عمده‌ي تازه‌واردان به بازار را نوآوران كارآفرين تشكيل مي‌دهند.

 

 

پي‌نوشت‌ها

 

[i] Say

[ii] Schumpeter

[iii] dynamic disequilibrium

[iv] Creative destructor

[v] Protectionism

[vi] Cartel-like

[vii] Science-based industries

 

بازگشت