ارتقاي سواد فرهنگي: شالوده‌ توسعه‌ فرهنگي كشور

استراتژي فرهنگي كشور در برنامه‌ي چهارم توسعه،‌ بايد
مشوق ارتقاي سواد فرهنگي باشد

مهندس محمدرضا ميرزااميني، مهندس رضا صفايي

(انديشگاه شريف)

 

سواد، شالوده‌ي آگاهي‌ها و تفكر انسان‌هاست. طبق تعريف، سواد به طيفي از توانمندي‌هاي موردنياز براي برقراري ارتباط با ديگران از طريق گفتگو، خواندن، نوشتن و استفاده از رياضيات اطلاق مي‌شود كه با به‌كارگيري رسانه‌ها و فنآوري‌هاي مختلف به ظهور مي‌رسد و هدف آن ارتقاي زندگي روزمره‌، مشاركت جمعي، حل مسائل بشري و توسعه‌ي ظرفيت‌هاي فردي و اجتماعي انسان و جامعه‌ي اوست.

ترديدي نيست كه دستيابي به اهداف توسعه‌اي كشور، مستلزم پرورش شهرونداني است كه از سواد مفيد و كافي برخوردار باشند. به‌سادگي مي‌توان نشان داد كه فرآيند تحقق اين الزام با طراحي يك "استراتژي ملي سوادافزايي"[1] آغاز مي‌شود (درست مشابه تازه‌ترين تجربه در ايالات متحده‌ي آمريكا). اين استراتژي نه تنها فرآيند تجديد ساختار نظام آموزشي كشور در مقاطع مدرسه‌اي، فني و حرفه‌اي، و دانشگاهي را هدايت مي‌كند، بلكه رهنمودهاي لازم براي تجديد ساختار و نقش‌آفريني نوين رسانه‌هاي جمعي كشور ـ به‌ويژه رسانه‌ي ملي (صدا و سيما) ـ را به روشني ترسيم مي‌كند. طراحان اين استراتژي (به‌عنوان بخشي از استراتژي كلان فرهنگي كشور)، با پنج سوال اساسي زير روبرو خواهند بود:

1.       انواع سوادهاي مفيد كدامند؟

2.       منظور از "سواد مفيد و مكفي" چيست؟

3.       "سبد سواد"[2] شهروندان فرهيخته‌ي كشور بايد حاوي چه نوع سوادهايي باشد؟

4.       توسعه‌ي هر نوع سواد مفيد مستلزم اجراي كدام برنامه‌هاي آموزشي است؟­

5.       انواع سوادهاي مفيد با چه استانداردهايي سنجيده مي‌شوند؟

طي دهه‌هاي اخير، پژوهشگران موفق به كشف و معرفي  بيش از 34 نوع سواد مفيد و مدرن شده‌اند كه سواد علمي به‌معناي مصطلح در نظام آموزشي ما، تنها يكي از آن‌ها محسوب مي‌شود! از جمله‌ سوادهاي مفيد و مدرن مي‌توان به سواد فرهنگي، سواد اجتماعي، سواد سياسي، سواد اقتصادي، سواد رسانه‌اي، سواد نقادي، سواد اطلاعاتي، سواد كامپيوتري، سواد اينترنتي، سواد محيط كار، سواد خانوادگي، سواد نظامي، سواد بهداشتي،سواد محيطي(اكولوژيك)، سواد فيلم‌شناسي، سواد قانوني، سواد هنري، سواد شبكه‌اي و به‌ويژه "سواد فنآوري" اشاره كرد كه هر يك تعريف، استانداردها و راهكارهاي توسعه‌اي خاص خويش را دارند.

مقاله‌ي حاضر پس از تعريف دقيق مفهوم سواد و پاسخگويي به سه سوال اول از مجموعه پنج سوال بالا، مفهوم سواد فرهنگي(به‌عنوان مجموعه‌اي از سوادهاي مذكور) و درونمايه‌ي آن را به‌عنوان "شالوده‌ي توسعه‌ي فرهنگي كشور" تشريح كرده و راهكارهاي مشخصي را براي ارتقاي آن پيشنهاد مي‌كند.

مفهوم سواد فرهنگي نخستين بار توسط انديشمند برجسته‌اي به نام هيرچ در سال 1982 تعريف شد. وي در كتاب معروف خود با عنوان "سواد فرهنگي: آنچه هر آمريكايي بايد بداند" استدلال مي‌كند كه سواد فرهنگي در جامعه‌ي آمريكا، مشتمل بر شناخت كافي از 5000 موضوع مختلف است كه يكي از آن‌ها شناخت
امام خميني‌(ره)، رهبر كبير انقلاب اسلامي است.

مقاله‌ي حاضر همچنين توضيح مي‌دهد كه سواد فرهنگي از دو منظر قابل بررسي است:

1.       از منظر "درون‌جامعه‌اي" كه مشتمل بر شناخت عناصر اساسي تشكيل‌دهنده‌ي فرهنگ ملي و شناخت آن‌دسته از عناصر جهاني است كه بر فرهنگ ملي تأثيرگذار هستند.

2.       از منظر "برون‌جامعه‌اي" كه به‌معناي برخورداري از سواد فرهنگي در مورد ساير ملت‌هاست.

آن‌دسته از شهروندان ايراني كه زندگي فردي و حرفه‌اي آن‌ها در محدوده‌ي مرزهاي جغرافيايي كشور تعريف مي‌شود، صرفاً نيازمند سواد فرهنگي ملي هستند. ساير شهروندان، به‌ويژه صاحبان كسب‌وكارهايي كه با ساير كشورها دادوستد تجاري، صنعتي و دانشي دارند، نيازمند برخورداري از سواد فرهنگي كافي در مورد جوامعي خواهند بود كه با آن‌ها سروكار دارند. در عصر جهاني‌شدن، توسعه‌ي سواد فرهنگي شهروندان از منظر برون‌جامعه‌اي، اهميت كليدي پيدا مي‌كند.

 



[1]. National Strategy for Literacy Enhancement

[2]. Literacy Portfolio 

 

بازگشت