نويسنده: آكسل زوئك[1]
برگردان: انديشگاه شريف
1. مقدمه و تعريف
اين فصل به بررسي يافتههاي پروژهي رصد بلندمدت (پيشبيني
فناوري) اختصاص دارد. از اين فصل، درمييابيم
كه پيشبيني فناوري، رصد مستمر پيشرفتهاي فناورانه است و به شناسايي[2]
بهموقع (زودتر) كاربردهاي نويدبخش در آينده، و ارزيابي و اعتبارسنجي[3]
پتانسيلهاي آنان منتهي ميشود. پيشبيني فناوري بر حوزههاي خاصي از فناوري
متمركز است؛ و هدف آن، شناسايي زمينههايي است كه از پتانسيل بالايي برخوردارند.
از اين رو، فرصتهاي توليد محصولات جديد در دنباله اكتشافات علمي همانند شرايط
ظهور، توسعه، و اشاعهي نوآوريهاي فناورانه اهميتي كليدي دارد.
در
عمل ميتوان پيشبيني فناوري را فرآيندي دانست كه به نحوي يك يا تمامي مراحل زير
را در بر ميگيرد:
مرحلهي1.
شناسايي؛
در اين مرحله، زمينههاي جديد و اغلب بينرشتهاي، به همراه زمينههاي علمي و
فناورانهي موجود، كه كاربردهاي نوين و پيشرفتهاي مهيج فناورانه را نويد ميدهند،
از طريق پويش مستمر شناسايي ميشوند.
مرحلهي 2.
اعتبارسنجي؛ اين مرحله، به اعتبارسنجي بازهي زماني[4]
اختصاص دارد كه طي آن اميدها به واقعيت و در واقع به محصولاتي قابل عرضه به بازار
تبديل ميشوند؛ اينكه آيا اين محصولات به حل نيازهاي مهم اجتماعي و اقتصادي كمك ميكنند
و در نتيجه تقاضاي قابلملاحظهاي را برآورده خواهند ساخت؛ يا خير؟ اعتبارسنجي، بر
مجموعه معيارهاي شفاف و قابلدرك متكي است؛ و منابع اطلاعاتي آن عبارتند از:
مطالعهي نشريات و اختراعنامهها، مصاحبه و گفتو گو با متخصصان، پرسش و
پرسشنامههاي رسمي، تحليل برنامههاي كارگاهها و جلسههاي علمي، شركت در
رويدادهاي منتخب، تحليل بانكهاي اطلاعاتي مرتبط، و سازماندهي جلسات ارائه[5]
و كارگاههاي آموزشي. البته منابع اطلاعاتي
تنها به اينها محدود نميشود.
مرحلهي 3.
انتقال و پيادهسازي اطلاعات؛ اين دو مرحله در قالب تحليلي ريزشده ـ كه شامل مجموعهاي از توصيههاي
خاص دربارهي پيادهسازي معيارها است ـ انجام ميشوند. سپس نتيجهي تحليل به اطلاع
سياستگذاران، نمايندگان كسبوكاري منتخب، دانشمندان در زمينههاي مرتبط، و عموم ميرسد.
در نهايت اولين دور اجراي پروژهها بر مبناي اين توصيهها آغاز ميشود.
اگرچه
بعضاً ممكن است اين سه مرحله بهطور كاملاً پيوسته و پيدرپي رخ دهند، اما هميشه
نميتوان آنها را كاملاً از يكديگر تفكيك كرد و گاه فقط بخشي از آنها بهطور كامل
انجام ميشود. بنابراين، حضور هر يك از اين مراحل به تنهايي، شاخص فعاليت پيشبيني
فناوري است.
عبارت
"پيشبيني فناوري" كمي مبهم است و ممكن است گمراهكننده هم باشد. در
گزارش حاضر، اين عبارت منحصراً به مفهومي كه پيش از اين گفتيم، دلالت ميكند. همانطور
كه كوتز[6]
(1999) نشان داد، امروزه تمايز ميان عبارت "پيشبيني فناوري" و عبارت
"پيشبيني فناورانه"[7]
- كه در نوشتارهاي مرتبط با اين موضوع، بسيار ديده ميشود - كاملاً مشهود است. پيشبيني
فناورانه، بهطور، كلي بر پيشبيني كمٌي پارامتري كه عملكرد يك فناوريِ دادهشده
را ارزيابي ميكند، تمركز دارد. مطابق رويكرد ديگري كه توسط مارتينو[8]
(1983) نشان داده شد، پيشبيني فناورانه عبارت است از: "پيشبيني ويژگيهاي
دستگاهها، رويهها و فنون مفيد". اين رويكرد كه ويژگيهاي فناوري را از
ديدگاه "توانمندي كاركردي"[9]
مورد بررسي قرار ميدهد، "سنجش كمي"[10]
نام دارد[11].
به
گفتهي برايت[12]
(1978)، پيشبيني فناوري با اين مفهوم عملي نيست، مگر آنكه فناوري مورد نظر به
مرحلهي "نمونهي عملي"[13]
رسيده باشد؛ چرا كه حمايت دولت از توسعهي فناوري بهطور كلي بر مراحل اوليه
متمركز است. مرحلهي اول را ميتوان با استفاده از عبارت "رصد فناوري"[14]
بهخوبي تشريح كرد. اين عبارتي بود كه نخست پورتر[15] (1991) از
آن استفاده كرد و بدين ترتيب به عنوان روشي براي پيشبيني فناوري در ميان روشهاي
ديگر معرفي شد. از طرفي دامنهي اين نوع از رصد فناوري، فاقد فرآيند پيشبيني
فناوريِ سهمرحلهاي است.
بنابراين
چنين تصور ميشود كه شايد عبارت "پيشبيني فناوري"، بهترين گزينه براي
تعريف ذكرشده در بالا نباشد. اما با توجه به اينكه اين عبارت در تمام طول پروژه يك
عبارت متداول
بوده و تا كنون نيز در مورد عبارتي بهتر از اين اتفاقنظري حاصل نشده است، در اين
فصل نيز از اين عبارت ـ با مفهوم خاصي كه در اينجا شرح داده شد ـ استفاده ميشود.
اگرچه
ابعاد اجتماعي ـ اقتصادي در اعتبارسنجي يك (زمينه) فناوري مشخص بسيار اهميت دارند،
اما پيشبيني فناوري بر بررسي اين چنين پرسشهاي اجتماعي ـ اقتصادي متمركز نيست
(مرحلهي 2). فعاليتهاي آيندهگرا[16]
ـ كه روند اجتماعي / اقتصادي و توسعهي نسبتاً
عظيم فناورانه، هستهي مركزي آن را تشكيل ميدهند ـ تحت عنوان فعاليتهاي آيندهنگاري[17]
مورد بحث قرار خواهند گرفت[18]،
كه شامل اين فصل نميباشد.
پيشبيني
فناوري، ابزاري براي كمك به تصميمگيرندگان در مواجهه با مشكلات ملموس در يك چارچوب
فناورانه بهشمار ميرود؛ كه نه تنها در بخش دولتي، كه در بخش خصوصي نيز بهكار
گرفته ميشود، و چه بسا كاربرد آن در بخش خصوصي بيشتر باشد[19]. شروع كار پيشبيني
فناوري، مستلزم دستور مشتري است كه معيار اعتبارسنجي را مشخص ميكند. يكي از
مزاياي پيشبيني فناوري، امكان فروپاشي ساختارهاي تثبيت شده و صلب است؛ بهويژه
اگر روشهاي تعاملي و ميانرشتهاي براي اين منظور بهكار گرفته شوند. مزيت ديگر
پيشبيني فناوري اين است كه به عنوان يك سكوي ارتباطي نيز كاربرد دارد.
به علاوه، پيشبيني فناوري اين پتانسيل را دارد كه ابزاري
استراتژيك در سطح اروپا باشد. بهواسطه همكاريهاي دوجانبه و چندجانبهي مؤسسات ميتوان
ميزان كارهاي تكراري را كاهش داده، و در نتيجه شايستگيهاي ناكامل موجود در
كشورهاي گوناگون را با يكديگر ادغام كرد. بدين ترتيب، دستيابي به شايستگي كامل و
فراملي در زمينهي فناوريِ موردنظر ميسر ميشود و موقعيت اروپا در رقابت جهاني
ارتقا مييابد.
تصور
عموم اين است كه پيشبيني فناوري، فرآيندي اجتماعي است كه در آن انواع گوناگون
دانش، در قالب پيامي معنيدار در مورد پيشرفتهاي آيندهي فناوريهاي خاص، با
يكديگر ادغام شدهاند. اما اين ديدگاه، مشاركت بخش عمومي را شامل نميشود. در اين
فرآيند، روشهاي مختلف تبديل دانش[20]
نقش مهمي ايفا ميكنند؛ بهخصوص آنكه آشكارسازي دانش ضمنيِ متخصصان و ادغام
اطلاعات آشكار و ضمني موجود، به عهده پيشبينيكننده[21]
است.
پرسش اصلي كه در زمينه پيشبيني فناوري مطرح ميشود، چگونگي
مواجهه با پيشرفتهاي خطشكنانه
(مرزشكنانه) است. موفقترين پيشبينيها در زمينهي تغييرات تصاعدي و
تدريجي است؛ چرا كه در اين نوع تغييرات ميتوان با ملاك قراردادن گذشته، آينده را
به درستي پيشبيني كرد. پيشرفتهاي مرزشكنانه علمي و فناورانه كاملاً غيرقابلپيشبيني
به نظر ميرسند. متخصصاني كه در اين پروژه همكاري دارند، معتقدند كه استفاده از
روشهاي خلاقانه، بهترين راه براي پي بردن به پيشرفتهاي مرزشكنانه است. تمامي
مراحل پيشبيني فناوري، دربردارندهي ابعادي از پردازش اطلاعات محض از
اطلاعات ذخيرهشده همانند ابعاد اجتماعي و ارتباطي (كه به تعامل با گروههاي درگير اشاره ميكنند) است. هر چه ارتباط بين
ابعاد اجتماعي نزديكتر باشد، ايجاد نتايجي با كيفت بالاتر بيشتر مدنظر قرار ميگيرد.
اين مساله، به خصوص هنگام اجراي روشهاي خلاقانه بيشتر مصداق دارد.
چالش
اصلي، اين است كه تنها نبايد به موضوعات مجزا پرداخت، بلكه لازم است برخي از
موضوعات همراستاي يكديگر نيز مورد بحث قرار گرفته و مبناي مقايسه را تشكيل دهند، و
در نهايت پس از ردهبندي، از ميان آنها بهترين زمينه انتخاب شود.
اصولاً تمامي زمينههاي فناوري، تحت پوشش برخي از سازمانهايي
كه در اين پروژه شناسايي شدند، قرار دارند. رايجترين اين زمينهها، فناوري
اطلاعات و (ICT)، مواد، الكترونيك، انرژي، محيط، فناوري زيستي، شيمي، حمل و نقل،
مهندسي، بهداشت، فناوري نانو، علوم زيستي، توليد، و خودكارسازي هستند؛ اما فناوريهاي
بسيارِ ديگري نيز تحت پوشش اين سازمانها قرار دارند؛ كه دربارهي جزئيات آنها در
بخش 3 اين فصل بحث خواهد شد.[22]
توسعهي
جديدي كه ارزيابي فناوري را تحت تأثير قرار داده، نرمافزار پيشرفتهي ذخيره و
بازيابي اطلاعات است. در اينجا دو چالش وجود دارد: يك، ايجاد مبنايي براي مقايسهي فناوريهاي متمايز؛ و دو، تدوين كارراهه
(نقشه راه : سير تكامل) فناوريها2
به عنوان خروجي پيشبيني فناوري.
گذشته
از آنچه گفته شد، چنين تصور ميشود كه پيشبيني فناوري، انتقال فناوري را بهبود ميبخشد.
پيش از اين، انتقال فناوري به معناي انتقال يكسويهي دانش جديد از بخش علمي به
بخش صنعت بود. در حالي كه فرآيندهاي پيشبيني
فناوري، ارتباطي چندسويه را برقرار كرده، و بين دانش، سياست، و صنعت تعادل ايجاد
ميكنند. بدين ترتيب، ايدهها و مفاهيم, پرورش يافته و انتقال مييابند و نقصهاي
موجود در رويكرد متداول انتقال فناوري را ميپوشانند. در مرحلهي اول توسعهي
فناوري، انتقال اطلاعات مورد نياز صنعت انجام شده و تبادل دوجانبهي اطلاعات تضمين
ميگردد؛ چرا كه در عمل، لازمهي آن اجتناب از روش سنتي و يك جانبهي انتقال فناوري
به شكل كلاسيك است.
يكي
از مهمترين ابعاد پيشبيني فناوري، بعد ارتباطات است. پيشبيني فناوري، ارتباط
بين جوامع گوناگون زير را ايجاد كرده و پرورش ميدهد:
¨
علم و علم (در زمينههاي بين رشتهاي جديد)؛
¨
علم و فناوري؛
¨
فناوري و مديريت دولتي؛ و
¨
فناوري و بخشعمومي.
يكي از مسائلي كه در زمينههاي ميانرشتهاي جديد ديده ميشود،
اين است كه دانشمندان متخصص در رشتههاي گوناگون، از زبانهاي مختلف و ناهماهنگي
استفاده ميكنند. از اين رو، در فرآيند پيشبيني فناوري، لازم است ميان "علم
و علم" تعامل ايجاد كرد، و زبان و ادبيات مشترك براي زمينهي ميانرشتهاي
جديد بهوجود آورد. شرايط مشابهي نيز در ارتباطات ميان دانشمندان تحقيقات پايه و
محققان صنعتي ـ كه به كاربرد فناورانهي نتايج تحقيقات پايه ميپردازند ـ ديده ميشود.
يكي از مخاطبان موردنظر در فرآيند پيشبيني فناوري، سياستگذاران
هستند ـ كه معمولاً كار پيشبيني فناوري با آنها آغاز ميشود ـ و مخاطبان ديگر را
متخصصان تشكيل ميدهند، كه هدف ما ايجاد گفتمان بين آنهاست. بهمنظور برقراري
ارتباط بين علم و فناوري از يك سو، و تصميمگيرندگان عرصهي سياست (سياستگذاران) و
مديران دولتي از سوي ديگر، پيشبيني فناوري بايد تصميمگيرندگان را آموزش داده و
آگاه سازد؛ چرا كه اغلب اين افراد با مشكلاتي روبهرو ميشوند كه آمادگي تصميمگيري
دربارهي آنها را ندارند؛ و همچنين، پيشبيني نتايج تصميم براي آنها دشوار است. در
چنين مواقعي، پيشبيني فناوري ميتواند آنان را در پيشروي و حل مسائل ملموس ياري دهد.
بعد
ارتباطات در جمعآوري اطلاعات و اطلاعرساني نيز نقش مهمي ايفا ميكند. با وجود
اهميت ارتباطات در تمامي مراحل فرآيند پيشبيني فناوري، نميتوان آن را عملاً بهكار
گرفت؛ زيرا موضوع ارتباطات، موضوعي با پيچيدگي علمي و فناورانه است.
آغاز
كار پيشبيني فناوري به دستور مشتري بستگي دارد؛ و اين دستور براي تعريف معيار
پالايش و تصفيهي حجم وسيع اطلاعات موجود،
لازم است. با استفاده از پيشبيني فناوري، ميتوان معيارهاي اصلي، اما غيرعلمي را
طي فرآيند در نظر گرفت و از مشاركت متخصصاني با پيشزمينههاي گوناگون، مانند
دانشگاه، صنعت و دولت بهره جست.
2. وضعيت جاري و ديدگاهها
هدف از اين بخش مرور كلي وضعيت تعدادي از سازمانهاي فعال در
زمينهي پيشبيني فناوري در اروپا؛ نوع سازمانهاي پيشبينيكنندهي
فناوري؛ و همچنين جايگاه پيشبيني فناوري در ساختار سازماني است. در اين
بخش، با ارائهي نقشهاي براي نمايش موقعيت جغرافيايي اين سازمانها، دربارهي
روندهاي اخير پيشبيني فناوري در آنها نيز بحث خواهد شد.
در مجموع، 43 سازمان فعال در
زمينهي پيشبيني فناوري شناسايي شدهاند؛ كه اين تعداد شامل دانشگاهها و سازمانهاي
بزرگ تحقيقاتي ملي، بنگاههاي سرمايهگذاري، شركتهاي مشاور و شركتهاي صنعتي نيز ميشود.
دادههاي
بهدست آمده از اين پروژه نشان ميدهد كه بدون توجه به اندازهي سازمانها و شركتها،
بهطور كلي تعداد كاركنان فعال در حوزهي پيشبيني فناوري بين 1 تا 10 نفر است؛ كه
اين تعداد بهطور متوسط 5/4 نفر از كل كاركنان را شامل ميشود. بنابراين، بهنظر
ميرسد تعداد كاركنان فعال در اين زمينه با اندازهي سازمانها تناسب ندارد. نسبت
كاركنان حوزهي پيشبيني فناوري به كل كاركنان، از حدود صفر (براي شركتهاي بزرگي
چون اريكسون، اين نسبت حدود 005/0 درصد
است.)، تا حداكثر 20 درصد (مانند شركت ICTAF) متغير است. بيشترين نسبت، به سازمانهاي
نسبتاً كوچك (با حداكثر 20 كارمند) اختصاص دارد؛ كه تعداد كاركنان حوزهي پيشبيني
فناوري در حد متوسط است؛ در حالي كه كمترين نسبت (زير 1 درصد) در شركتهاي خصوصي
بزرگ ديده ميشد.
حتي
اگر بخشها و قسمتهاي گوناگون سازمانها را جداگانه در نظر بگيريم، نسبت كاركنان
(تمام وقت) حوزهي پيشبيني فناوري به كل كارمندان، بيشتر از 50 درصد نخواهد بود.
با
دقت بيشتر در مؤسسهها، بخشها، و قسمتهايي كه نسبت كاركنان پيشبيني فناوري به
كل كاركنان در آنها بالاست (بالاي % 10)، ميتوان دريافت كه بيشتر آنان براي
مشتريان خارج از سازمان (كه اكثر آنها را مقامات دولتي تشكيل ميدهند) خدمات
مشاورهاي ارائه مي دهند. اين نسبت در سازمانهاي بزرگ (با بيش از 1000 نفر
كارمند) بسيار كمتر است. در اين سازمانها بخش تحقيق و توسعه فناورري وجود دارد و چنين بهنظر ميرسد كه تمامي كاركنان فعال
در اين بخش، درصدي از وقت خود را به شناسايي و رصد فناوريهاي جديد و نوظهور در
زمينهي تخصصي خود اختصاص ميدهند. با توجه به آنچه گفته شد نتايج زير حاصل ميشود:
1. تعداد مطلق
كاركناني كه فقط در زمينهي پيشبيني فناوري فعاليت دارند، حداكثر 10 نفر است؛ كه
اين ميزان ربطي به اندازهي سازمانها و شركتها ندارد.
2. نسبت
كاركنان پيشبيني فناوري به كل كاركنان در سازمانها و حتي بخشها از 50 درصد
تجاوز نميكند. اين موضوع نشان ميدهد كه سازمان يا بخشي كه فقط در زمينهي پيشبيني فناوري فعاليت داشته باشد،
وجود ندارد.
3. پيشبيني
فناوري به روشهاي گوناگون سازماندهي ميشود:
الف. متمركز؛ در اين روش بخش يا گروهي از كاركنان فقط در زمينهي پيشبيني فناوري فعاليت ميكنند.
ب. غيرمتمركز؛ در اين روش، كاركنان درصدي از وقت
خود را به رصد و شناسايي فناوريهاي جديد اختصاص ميدهند. (اين كار معمولاً در
سازمانها با عنوان پيشبيني فناوري خوانده نميشود.)
نقشهي جغرافيايي نمايشگر سازمانهاي فعال در پيشبيني
فناوري، در شكل شمارهي3 نشان داده شده است.
تجربيات
همكاران پروژه نشان داد كه حدود 100 شركت خصوصي در اروپا در زمينهي پيشبيني
فناوري فعاليت دارند. علاوه بر اين، همپوشاني و نكات قابلتوجهي در زمينهي ارتباط
بين "پيشبيني فناوري صنعتي" و "پيشبيني فناوري دولتي" ديده
شد. اما شركتهاي خصوصياي كه در اين زمينه فعاليت دارند، بهگونهاي سازمانيافته
تحت پوشش تحقيقات قرار نگرفتهاند؛ چرا كه نتايج كار آنها اغلب محرمانه بوده و در
نتيجه بهعنوان خروجي در اختيار سياست فناوري دولت نبوده است. در اين پژوهشها،
آن دسته از شركتهاي خصوصي كه بهعنوان پيمانكار در زمينهي پيشبيني فناوري براي
سازمانهاي دولتي كار كردهاند (مانند شركتهاي مشاورهاي)، فقط زماني كه با
سياستگذاري دولتي در ارتباط بودهاند، در نظر گرفته شدهاند.
3. موضوعات تحت پوشش
اگر چه اكثر موضوعات نظير فناوري
اطلاعات و ارتباطات، مواد، محيط، انرژي، و
فناوري زيستي در بسياري از سازمانها تحت پوشش قرار گرفتهاند، برخي از سازمانها
فقط به يك زمينهي خاص ميپردازند و گاهي هم تنها سازماني هستند كه در آن زمينهي
خاص فعاليت ميكنند. اين موضوع خاص ميتواند شيمي تركيبي، فولرنس1،
يا سيستمهاي
كاركردي بيوملكولي باشد كه مشخصتر و تخصصيتر از زمينههاي گستردهاي نظير مواد و
محيط ميباشند.
شكل 3. پراكندگي سازمانهاي فعال در زمينهي پيشبيني
فناوري در كشورهاي منتخب
نقشهي سازمانهاي شاغل درزمينه پيشبيني فناوري

منبع: گردآوري توسط نويسنده
شكل
4 نماي كلي حوزهي تخصص سازمانهاي گوناگون را نشان ميدهد. تعداد 21 سازمان، حوزهي
تخصصي خود را فناوري اطلاعات و ارتباطات
معرفي كردهاند؛ كه در ميان ساير تخصصها، بيشترين سازمانها را بهخود اختصاص
داده است. پس از فناوري اطلاعات و
ارتباطات، مواد، با 16 سازمان تخصصي در ردهي دوم قرار دارد. زمينههاي
بعدي به ترتيب عبارتند از: الكترونيك (15 سازمان)، انرژي (13 سازمان)، محيط (11
سازمان) و فناوري زيستي (10 سازمان). در مجموع، 4 سازمان در هر يك از حوزههاي:
مهندسي، بهداشت، علوم زيستي و فناوري نانو تخصص دارند؛ و همچنين 3 سازمان تخصص خود
را در زمينه توليد و خودكارسازي اعلام كردهاند.
ابعاد
گوناگون فناوري اطلاعات و ارتباطات بدين
شرح بوده است: فناوري اطلاعات در 10 سازمان، مخابرات در 9 سازمان، ارتباطات و
فناوري اطلاعات و ارتباطات بهطور مجزا در 4
سازمان، و تجارت الكترونيكي و علوم كامپيوتر در 2 سازمان.
![]()
شكل 4. حوزههاي تخصص
سازمانهاي فعال در زمينهي پيشبيني فناوري
منبع: گردآوري توسط نويسنده
به
دليل تفاوت وسعت زمينههاي ذكرشده توسط سازمانها، نميتوان آنها را مستقيماً با
يكديگر مقايسه كرد؛ با وجود اين, ميتوان با مقايسهي تعداد حوزههاي تخصصي
نامبرده، سازمانها را به دو نوع تقسيم
كرد:
نوع اول، سازمانهاي بزرگي هستند
كه در چندين زمينهي گوناگون تخصص دارند؛ و
نوع دوم، سازمانهاي كوچكتري هستند
كه تنها در يك يا دو زمينه تخصص دارند. نماي كلي حوزههاي تخصص سازمانهاي نوع اول
و دوم (كه در شكل 4 در سازمانهاي فعال در حوزههاي تخصصي گوناگون ديديم)، در شكل
5 نشان داده شده است.
![]()
شكل 5. انواع سازمانهاي
فعال در زمينهي پيشبيني فناوري با توجه به دامنهي تخصص
منبع: گردآوري توسط نويسنده
يكي
از ويژگيهاي پيشبيني فناوري، هدفگيري بهسوي جزئيات فني است؛ بنابراين، پيشبيني
فناوري اغلب تحليل ريزشدهي (جزء به جزء) يك فناوري خاص را در بر ميگيرد. بدين
ترتيب، نميتوان انتظار داشت پيشبيني فناوري با هدف پوشش يك زمينهي تخصصي وسيع
مانند حمل و نقل يا بهداشت انجام شود. فهرست موضوعات و عناوين نمونه مطالعات انجامشده،
در مقالات پشتيبان آمده است. تنوع موضوعي و عمق مورد نظر براي تحليل هر يك از
موضوعات، مانع دستيابي به يك نتيجهي كلي و اصولي ميشود. در اين پروژه، تلاش شده
تا با استفاده از مطالعهي موردي در زمينهي فناوري نانو، مرور كلي يك موضوع خاص
تقديم خوانندگان گردد.
4. كاربرد
ديگر ابزارهاي برنامهريزي استراتژيك، نظير پيشبيني، سعي مينمايند
روندهاي موجود در حوزههاي وسيعتر را شناسايي كنند بطوريكه اغلب ساختار آنها با
زمينههاي وسيع كاربردي، مانند حمل و نقل و بهداشت ـ كه ارتباط سياسي و اجتماعياقتصادي وسيعي دارند ـ هماهنگي دارد. برعكس، پيشبيني
فناوري، بسيار كاربردي و خاص است و نميتوان آن را براي زمينههاي كاربردي وسيع بهكار
گرفت. پيشبيني فناوري به سمت جزئيات فني هدفگيري ميكند. اگر فهرستي از نيازها
را به ترتيب اولويت در زمينههاي وسيعي همچون فناوري ارتباطات و اطلاعات داشته
باشيم، رويكرد بالا به پايين پيشبيني فناوري ميتواند بهعنوان ابزاري منتخب براي
شناسايي پيشرفتهاي فناورانه مناسب باشد. پيشبيني فناوري، تصميمگيرندگان را در
تصميمگيري سريع در زمينهي سرمايهگذاري و حمايت مالي ياري ميكند و براي مشتريان عمومي، ديدگاه علوم دانشگاهي را با ديدگاه
كاربردهاي صنعتي در هم ميآميزد. علاوه بر اين، نتايج تلاشهاي گروه كاري ايرما[24]
دربارهي اين موضوع، نشان داده كه پيشبيني
فناوري، بهعنوان ابزاري در خود صنعت كاملاً رشد يافته و به همين دليل، براي تسهيل
مباحث بين بخش دانشگاهي و فناوري صنعتي كاملاً مناسب است. بدين ترتيب، ميتوان
رويكردي شبكهاي ايجاد كرد كه ديدگاههاي پيشبيني فناوري را در بخشهاي دولتي و
صنعتي به هم پيوند داده و موجب همكاري و تشريك مساعي بيشتر شود.
با توجه به افق زماني پيشبيني فناوري نميتوانيم به ديدگاه مشتركي دست يابيم. بهطور كلي ميتوان گ