نويسنده: رِمي باره[1]
برگردان: انديشگاه شريف
(كليه حقوق مادي و
معنوي اين مطلب كه آن را پيش رو داريد, متعلق به دفتر سياستپژوهي فناوري دفاعي از
موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي است)
در سالهاي اخير، شاهد
تغييرات تكاملي بسيار عميق و محسوسي در حوزههاي علم، فناوري، و سياستها و سياستگذاريهاي
مربوط به نوآوري در سطح ملي و همچنين در سطح اتحاديهي اروپا بودهايم. اين
تغييرات در پاسخ به چالشهاي بههم پيوستهي زير بهوجود آمدهاند:
الف. ماهيت پيچيده و سيستمي بافت سياست؛ سياستهاي
مرتبط با تحقيقات و نوآوري در چند سطح (منطقهاي، ملي و اروپا) تعيين شده است كه
به علت ماهيت سيستمي پويايي نوآوري، در تعامل تنگاتنگي با سياستهاي مرتبط با ديگر
حوزههاي عمومي (از قبيل تحصيلات، رقابت، بودجه، تداركات، بهداشت و سلامت)
هستند.
ب. تحول "ساختار نوآوري"[2]
صنعتي؛ فرآيند نوآوري به يك فعاليت چندبازيگره و چندنهادي تبديل شده است كه
شايستگي[3]هاي مختلف را در جهت
شكلدهي به شبكههاي توليد دانش و اختراع، و ديگر قالبهاي تعهدات جمعي بههم
پيوند ميدهد.
ج. پيدايش يك "فضاي اجتماعي"[4]
مبتني بر علم، فناوري و نوآوري؛ هنگامي كه سه عنصر علم، فناوري و نوآوري به مسائلي در
زمينهي بهداشت، اخلاق، كيفيت زندگي و نيز روابط بينالملل، استقلال و امنيت ميپردازند،
ميتوانند منجر به بروز نگرانيهايي از نوع اجتماعي، اقتصادي و اخلاقي شوند.
بنابراين دولت بايد بهموازات
شتاببخشيدن به سرعت و كارايي تحقيقات و نوآوري، به مخاطرات بالقوهي پيشرفتهاي فناوري نيز
بپردازد. در هر دو عرصه با مسايل فراواني روبهرو هستيم.
اين
چالشها به طرح پرسشهاي اساسي در حوزههاي زير منجر ميشوند:
- هماهنگي، انسجام
و راهبري[5] سياستهاي عمومي؛
- شرايط لازم براي
بازيگران دولتي و خصوصي جهت تدوين "استراتژيهاي آگاهانه"[6] براي سرمايهگذاري
در زمينههاي خوشآتيهي علوم و فناوري و درگيرشدن در شبكههاي نوآوري مربوط؛
- شيوههاي مشاركت
ذينفعان در بررسي و ارزيابي روندهاي فناورانهاي كه به نوآوري شكل ميبخشند؛ تا
بدين وسيله فرآيندهاي مربوطه شفاف، معتبر و قابلقبول باشند؛ يعني در نظر گرفتن
جنبهي مردمسالارانهي علوم و فناوري.
بايد توجه كرد كه آنچه ياد شد تنها دغدغهي دولتها در نقش سياستگذاري
عمومي نيست؛ بلكه شركتها، دانشگاهها و سازمانهاي تحقيقاتي دولتي و شهروندان نيز در انتخابهاي استراتژيك
تحقيقات و نوآوري به چنين مواردي اهميت ميدهند.
الزامات مرتبط با اين پرسشها، منجر به ظهور برخي رويدادها و تغييرات
در اشكال نهادي و مديريتي تصميمگيريهاي عمومي نيز شده است. براي مثال ميتوان به
كاركردهاي مشاورهاي و نهادهاي واسطهگر جديد، گسترش معيارهاي ارزيابي تحقيقات،
ظهور دستوركارهاي ارزيابي اجتماعيـاقتصادي، ظهور "همايشهاي شهروندي"
يا "همايشهاي وفاقافزايي"، توسعهي فعاليتهاي ارزيابي فناوري توسط
مجلس، و در نهايت حركت به سمت سازوكارهاي صريحتر و شفافتر مشاورهي علمي اشاره
كرد.
علاوه بر اين رخدادهاي مهم، در پنج سال گذشته فعاليتهاي به اصطلاح
آيندهنگاري فناوري نيز با سرعت زيادي توسعه يافتهاند. اينگونه فعاليتها، تلاش
بنياديني است جهت پرداختن به چالشهايي كه به آنها اشاره شد. اين آيندهنگاريها
در كشورهاي عضو اتحاديهي اروپا و همچنين در چند كشور نامزد عضويت[7]، در سطوح ملي، بخشي
و منطقهاي ظهور يافتهاند.
تنوع
آيندهنگاري آنچنان زياد است كه دامنهاي كامل از فرآيندهاي پشتيبان تصميم با
ويژگيهاي مشترك زير را پوشش ميدهد:
q
علاقهمندي به حوزههاي علوم و فناوري همانند ابعاد
اجتماعي، اقتصادي، و زيستمحيطي؛
q
تنوع بازيگران و وروديها توام با آگاهي از تنوع ديدگاهها؛
q
شفافيت، باز بودن توام با روح پايين به بالا؛
q
تعامل بين شركتكنندگان و سهم متناسب بازي و ذينفعان؛
q
دغدغهي يافتن گزينههاي بديل يا جايگزين، شناسايي و
يافتن فرضيات و رخدادهاي حائزاهميت براي بازيگران؛
q
تدوين استراتژي.
بهطور
خلاصه, فعاليتهاي آيندهنگاري، فرآيندهايي هستند كه در آنها از طريق تعامل بين
بازيگران صنعتي، دانشگاهي، دولتي، و اجتماعي, يادگيري جمعي در حوزههاي مربوط به
علم و فناوري توسعه مييابد. اين فعاليتها, آن دسته از فرآيندهاي تعاملي را كه با
هدف اكتشاف باز (آزادانه) و جمعي آيندههاي ممكن انجام ميگيرند, به فعاليتهاي
عملياتي تبديل ميكند. از اين طريق، "هوشمندي استراتژيك" بازيگران اجتماعي دربارهي
فناوريها و نوآوريهاي عام و نوظهور افزايش يافته و بهخوبي توزيع ميشود. اينگونه
فرآيندها به تدوين و هماهنگي تفكر آيندهنگري نهادهايي كه با نوآوري فناورانه،
اجتماعي، و سازماني سروكار دارند، كمك نموده و باعث تقويت و ارتقاي توانمنديهاي
استراتژيك آنها ميشود. فرآيندهاي آيندهنگاري هم بهعنوان ابزار و هم بهعنوان
هدف, به ايجاد شبكههاي تركيبي جهت فراهمسازي طرحها و دستوركارهاي مشترك جهت
غلبه بر مرزهاي جغرافيايي، نهادي، يا علمي موجود ياري ميرسانند.
بنابراين،
آيندهنگاري يكي از ويژگيهاي عمدهي ظهور نظام جديد مديريت علوم و فناوري (در
سطوح منطقهاي و ملي) است كه در سطح اتحاديهي اروپا نيز بهعنوان جبههي جديد
سياستگذاري (بهمنزله سازوكار هماهنگي آزاد و بازي براي شكلبخشيدن به ناحيه
تحقيقاتي اروپا[8]) مطرح ميگردد.
2. وضعيت جاري و
ديدگاهها
2ـ1. مفهوم و روش آيندهنگاري علوم و فناوري
در
سالهاي اخير، اكثريت اعضاي اتحاديهي اروپا، فعاليتهايي را در زمينهي آيندهنگاري
در سطح ملي آغاز كردهاند. اينگونه فعاليتها، اهداف، شرايط و مقياس نهادي،
موضوعات و نتايج بسيار مختلفي را پوشش ميدهند؛ اما برخي ويژگيهاي اصلي در تمامي
آنها مشترك است. فعاليتهاي آيندهنگاري، همواره شامل مجموعهاي از بازيگران
(نظير فرد سفارشدهنده، گروه راهبري، هياتهاي گوناگون، و متخصصان خارجي) و فعاليتها
(نظير نظرسنجي، تبادل اطلاعات، كارگاههاي آموزشي و همايشهاي
گستردهتر) ميشود. طرح اوليهي چنين فرآيندي، طرح سازماني اين فعاليت است، كه جزو
ابعاد مهم روششناسي آيندهنگاري ميباشد.
فعاليتهاي
آيندهنگاري، اساساً از گامهاي متوالي "بسط" و "تمركز" تشكيل
شدهاند. شركتكنندگان، در فعاليتهاي تعامليِ اكتشاف و فرضيهسازي شركت ميكنند
(بسط)، و سپس به مرحلهي انتخاب, همگرايي و تركيب وارد ميگردند (تمركز). مراحل
بسط و تمركز بر اساس روششناسي آيندهنگاري انجام ميشوند (روشهاي آيندهنگاري
راهكارهايي براي انجام مراحل بسط و تمركز ميباشند).
توالي
سلسله مراحل بسط و تمركز، آيندهنگاري را بهعنوان يك فرآيند يادگيري متشكل از
چرخههاي تبديل دانش ضمني به دانش مدون (صريح) تعريف ميكند؛ كه مراحل آن به ترتيب
زير است:
(1)
مرحلهي مقدماتي؛
اين مرحله، تنظيم اهداف، سنجش اقدامات، تعريف طرح سازماني و اعضاي هياتها، و آمادهسازي
داده و اطلاعات ورودي را شامل ميشود.
(2)
مرحلهي مياني، (الف)؛ در اين مرحله, پارامترهاي كليدي ("پيشرانها")
و مسائل مربوطه تعيين ميشوند.
(3)
مرحلهي مياني، (ب)؛
در اين مرحله, ديدگاهها و سناريوهاي مرتبط
شناسايي ميشوند.
(4)
مرحلهي پاياني؛ اين مرحله از تحليل استراتژيك، اطلاعرساني
در مورد نتايج و پيشنهادها را شامل ميشود.
2ـ2. شناسايي روندها و پيشرفتهاي اخير: گونهشناسي
آيندهنگاريها
با
استفاده از گونهشناسي ميتوان نسبت به تنوع فعاليتهاي آيندهنگاري ديد پيدا كرد.
در اين بخش، ويژگيهاي آيندهنگاري علوم و فناوري با توجه به دو محور و عامل مورد بررسي قرار ميگيرند:
اولين محور، نمايشگر عرض (گستردگي، وسعت) و دومين محور، نشانگر عمق (شدت، تمركز)
فعاليتها ميباشد.
محور 1. گستردگي فعاليت آيندهنگاري
اين
محور به تعداد و گوناگوني افراد و متخصصان دستاندركار اشاره دارد كه با تركيب آنها
ميتوان به دستهبنديهاي متعددي كه در جدول 4 مشاهده ميكنيد، دست يافت.
جدول 4. مقياس طبقهبندي مربوط به گستردگي آيندهنگاري
سطح گستردگي |
1 |
2 |
3 |
|
عنوان |
مطالعهي كلاسيك علم و فناوري |
فرآيند جمعي |
فرآيند اجتماعي |
منبع. نويسنده
محور 2. تمركز فعاليت آيندهنگاري
منظور
از اين محور، كيفيت يا ميزان كاملبودن چرخههاي يادگيري موجود در هر يك از چهار
مرحلهي آيندهنگاري است؛ كه بر حسب موارد زير تعريف مي شود:
3.
آنچه كه توليد ميشود، نوع روشها و چگونگي آنها؛
4.
نتايج و تأثيرات آن بر شركتكنندگان.
حد
نهايي هر مرحله بدين صورت مشخص ميشود:
درجهي صفر: چرخهي يادگيري رخ نداده
و دانش فني نيز توليد نميشود. نتيجهي اين فعاليت چيزي جز يك سري عبارتها و
ديدگاههاي كنارهمگذاشتهشدهي شركتكنندگان نيست.
درجهي دو: چرخهي يادگيري به طور
كامل و به شيوهاي صريح و نظاممند انجام شده و موجب توليد دانش جمعي از طريق كميسازي
يا شبهكميسازي (مدونسازي) و تعامل قوي بين شركت
كنندگان ميشود.
سطوح
مختلف محور دو در جدول شمارهي 5 نشان داده شده است.
جدول 5. مقياس طبقهبندي برمبناي تمركز (عمق) آيندهنگاري
|
نوع تمركز |
1 |
2
|
3 |
تفسير
|
تبادل نظر و توليد اتفاقي، گاه بهگاه، يا موردي دانش |
فرآيند عملگرا يا توليد دانش مقطعي، موردي و فرآيند يادگيري جمعي |
توليد عميق و نظاممند دانش و فرآيند يادگيري جمعي |
به
كمك اين دو محور ميتوان فعاليتهاي آيندهنگاري
را در يك نمودار به تصوير كشيده و انواع عمدهي آيندهنگاري
را روشن كرد. ترسيم اين نمودار بهعنوان يكي از بخشهاي مطالعات پايش
فناوري در 15 پروژهي آيندهنگاري انجام
شد، كه معيارهاي فهرستشده در نكته 5 آنها
را توصيف ميكند.
بايد
اضافه كرد كه اين سنجشها و طبقهبنديها به روشي ذهني و از طريق ارزيابياي تخصصي
برمبناي تعريفي نظاممند (اما لزوماً سادهشده) انجام شده بودند. آنچه در ادامه ميخوانيد،
بياني ايستا و قطعي در بارهي 15 فعاليت آيندهنگاري نيست، بلكه يك ارزيابي تجربي
و غيرقطعي، اما منطقي است كه بهطور كلي سرنخهايي را در بارهي روندها و پيشرفتهاي
اخير در اختيار ما قرار ميدهد.
گونهشناسي،
چهار نوع (گروه) آيندهنگاري را مشخص ميكند كه ميتوانند به دو الگوي اصلي آيندهنگاري
مربوط باشند (به شكل 5 و جدول 6 نگاه كنيد):
1. الگوي "فرآيند
اجتماعي" آيندهنگاري، كه شامل موارد زير است:
الف. گروه آيندهنگاري اجتماعي[9]، شامل
آيندهنگاريهاي انگلستان، آلمان و سوئد ميشود، كه در محور اول از امتياز بالايي
برخوردارند (رتبهي 3)، اما در محور دوم (تقريباً)، رتبهي نسبتاً پايينتري دارند
(رتبهي 1).
ب.
يادگيري مشترك و گروه توليد دانش: اين گروه آيندهنگاريهاي كشورهاي اتريش و بلژيك،
فعاليتهاي مربوط به چشمانداز فناوري فنلاند، مطالعهي نياز اجتماعي محيطي
فرانسه، دلفي آلمان، و فعاليتهاي آيندهنگاريOCV ، NRLO، و AWT در
هلند (كه در رتبهي دوم هر دو محور قرار دارند) را شامل ميشود.
نكته 5. معيارهاي توصيف فعاليتهاي آيندهنگاري تحليلشده

منبع. نويسنده
2. الگوي حرفهاي
ـ تحليلي آيندهنگاري، كه شامل موارد زير است:
الف. گروه سناريوپردازي استراتژيك، يك سوي نمودار كه شامل مطالعهي انرژي فرانسه در سال2020
ميشود، داراي درجهي شدت 3، و ميزان گستردگي 1 است.
ب.
گروه فناوريهاي كليدي و صنعتگرا[10]، كه شامل مطالعهي فناوريهاي كليدي فرانسه و پروژههاي آيندهنگاري
كشورههاي پرتغال و اسپانيا ميشود؛ كه بر حسب محور گستردگي، درجهي 1؛ و برحسب
محور تمركز درجهي 2 دارد.
شكل 6. جايگاه و گونهشناسي
فعاليتهاي آيندهنگاري
جدول 6. اختصارات و موقعيت بر روي دو محور فعاليتهاي پانزدهگانهي آيندهنگاري
|
نام
فعاليت (كشور) |
اختصار (سرنام) |
ارزيابي محور اول |
ارزيابي محور دوم |
|
دلفي
اتريش 1998 (A) |
D-A |
2 |
2 |
|
چشمانداز
فناوري فنلاند 1997 (FI) |
TV-F |
2 |
2 |
|
انرژي
2020 (F) |
E2020-F |