سواد فناوري

گلوگاه توسعه پايدار

Technology Literacy

مهندس محمدرضا ميرزااميني

 (انديشگاه شريف)  

 

اشاره

هنگامي كه پژوهشگري به نام بورك به كشف مفهوم سواد فناوري در آمريكا نايل شد، اظهار داشت "هرگز اين همه انسان درباره فناوري تا اين حد نادان نبوده‌اند!". او اين وضع را فاجعه‌آميز مي‌دانست و بر اين اعتقاد بود كه ديگر نمي‌توانيم نسل جديدي از افراد بي‌سواد در فناوري تربيت كنيم. بنابراين، روش‌هاي آموزش فناوري در مدارس، دانشگاهها و حتي در محيط‌هاي كار بايد اساساً دگرگون شود.

1. مقدمه

در قرن هجدهم، انسان با يك فاجعه بزرگ روبرو بود. "قدرت زمين" پاسخگوي نيازهاي سيل عظيم جمعيت در حال رشد جهان نبود. عليرغم پيشرفت‌هاي روزافزون علوم طبيعي ـ كه نتيجه آن كاهش مرگ و مير انسان‌ها بود ـ بسياري از انديشمندان آن دوره، آينده تاريكي را براي نسل انسان پيش‌بيني مي‌كردند. اما به ناگاه فناوري و انقلاب صنعتي به فرياد انسان رسيد و او را از مخمصه كمبود منابع طبيعي  و معضل بيكاري رهانيد. امروز با گذشت دو قرن و بروز پيشرفت‌هاي عظيم و پرشتاب علم و فناوري، انسان مجددا" با مشكلات فراواني روبروست. بعضي از اين مشكلات همانند مشكلات گذشته هستند:

·        انفجار جمعيت در بسياري از كشورهاي فقير و در حال توسعه كه از درآمد پايين و شالوده اقتصادي ضعيف برخوردارند؛ و به‌علاوه به صورتي غيره بهر‌ه‌ور از منابع طبيعي استفاده مي‌كنند.

·        تغييرات سريع و رشد لجام‌گسيخته فناوري باعث شده است تا نگراني عمده‌‌اي راجع به آمادگي انسان‌ها در تمامي جوامع و به‌خصوص نسل‌هاي آينده در برابر اين شرايط به‌وجود آيد. از كشورهاي فقيرو در حال توسعه كه بگذريم، كشورهاي پيشرفته دنيا بالاخص آمريكا، نيز به‌طور جدي نگران بي‌سوادي نسل آينده خود هستند.

·        و جدي‌تر از همه افزايش عوارض جانبي و خطرات احتمالي فناوري بر زندگي انسان‌ها، جوامع، فرهنگ‌ها، ارزش‌هاي انساني و محيط‌زيست

در واقع فناوري يك رويكرد نو در رفع نيازهاي انسان و دستكاري منابع است كه پيش از اين، يكبار انسان را از خطر نابودي رهانيده است، اما امروز چالش‌هاي بزرگي را پيشِ‌روي جوامع انساني قرار داده است. به‌هر حال انسان چاره‌اي ندارد جز اينكه با تداوم‌بخشيدن به رشد فناوري، نيازهاي فراوان خود را مرتفع نموده و با ارتقاي سطح زندگي، آرزوهاي خود را نيز محقق سازد.

بيست و پنج قرن پيش، سقراط با ابراز شگفتي بيان داشت: "ارتقاي سطح چرا آتني‌ها علي‌رغم داشتن دانش فراوان فني وصنعتي، داراي فرايندهاي سياسي و اجتماعي كارآمد نيستند؟ و چرا فقرا هنوز نمي‌توانند گام‌هاي تعيين‌كننده و موثري در راستاي بهبود شرايط خود بردارند؟" اين مشكلات هنوز هم به قوت خود باقي است. اينكه چرا ما علي‌رغم وجود  توانايي‌هاي علمي و فناورانه گسترده در جهان، همچنان قادر به بهبود شرايط زندگي  نيستيم، بسيار جاي بحث دارد. همچنان شاهديم دولت‌ها، سازمان‌ها و شركت‌هاي بزرگ، با اتخاذ سياست‌هاي نامناسب به چپاول منابع طبيعي و ثروت‌هاي جوامع ديگر، و ضايع‌كردن ارزش‌هاي انساني مي‌پردازند و با اتخاذ رويكردهاي فناورانه غيرانساني، آينده بشر را به تباهي سوق مي‌دهند. ما به‌وضوح شاهد ناآگاهي مردم نسبت به ماهيت، نقش و تأثيرات فناوري و فرايند توسعه‌ي آن بر انسان هستيم. از سوي ديگر همواره گروههاي كوچكي به‌صورت آگاهانه و مسوولانه، در برابر اين موضوعات بپا خواسته‌اند به موفقيت‌هاي مختلفي نيز دست يافته‌اند؛ مانند بازيافت زباله‌ها و مواد زايد، كاهش آلودگي‌‌هاي صوتي فرودگاهها، برچيده‌شدن فلوروكربن‌ها و يا افزايش ايمني خودروها. پس چه زيباست اگر همه‌ي انسان‌ها داراي آگاهي‌هاي گسترده راجع به فناوري باشند و تصميمات خود (و تصميمات ديگران از جمله حكومت) را متعهدانه، مدبرانه و مسوولانه ارزيابي و بازنگري كنند.

در اينجا يادآوري سه سوال اساسي كه كانت، صد سال پيش مطرح كرد، ضروري به‌نظر مي‌رسد: "من چه چيزهايي را بايد بدانم؟ (مي‌توانيم آن را سوال علم بناميم)، چه كارهايي را بايد انجام دهم؟ (سوال اخلاق)، و به چه چيزهايي مي‌توانم اميدوار باشم؟ (امروز مي‌توانيم آن را سوال مهندسي بناميم، يعني چگونگي تغيير طبيعت كه خودمان را نيز شامل مي‌شود)". اين سه سوال اساسي پرسش‌هاي تمدن امروز نيز محسوب مي‌شوند: نياز ما به شناخت طبيعت و درك چگونگي تحولات آن در راستاي رفع نيازهايمان، و نياز ما به اتخاذ تصميمات عاقلانه و ارزشي راجع به اينكه چه كاري را بايد انجام دهيم و چه كاري را نبايد انجام دهيم. اگر نگاهي دقيق به سيستم فعلي آموزش بيندازيم، در مي‌يابيم كه يكي از ابعاد مثلث كانت كه به فناوري مربوط مي‌شود، ناقص است. اگرچه در سال‌هاي اخير توجه بيشتري به سواد علمي در سيستم آموزشي معطوف شده است، اما همچنان جايگاه سواد فناوري در اين ميان خالي است؛ سوادي كه تنها به آشنايي با خود فناوري، به‌عنوان ابزار، محدود نيست، بلكه رويكردي بين‌رشته‌اي است كه بر چارچوبي همانند مثلث كانت بنا مي‌شود.

2. دغدغه‌هاي اخير فناوري و ظهور سواد فناوري

يكي از انديشمندان در سال 1930 پيش‌بيني كرد كه روزي تمام هويت انسان، به يك رقم ديجيتال (يعني يك كد) تبديل خواهد شد و شناسايي همه‌ي انسان‌ها تنها از طريق كدهاي شناسايي (يكتا) انجام خواهد پذيرفت. امروز كه هر چه بيشتر به عصر اطلاعات و ارتباطات وارد مي‌شويم، به تحقق اين پيش‌بيني نزديكتر مي‌شويم. به‌علاوه دغدغه‌هاي فراواني راجع به فناوري‌هاي زيستي (بيوتكنولوژي) و ژنتيك، سلاح‌هاي شيميايي و ميكروبي، و به‌كارگيري انرژي هسته‌اي وجود دارد كه بي‌توجهي بشر و ناآگاهي نسبت به آن‌ها باعث بروز صدمات جبران‌ناپذير خواهد شد.

در دو دهه اخير، دغدغه‌هاي جدي و عملي، بسيار بيشتر شده است. به‌علاوه امروزه ما براي رفع تنگناهاي مختلف پيشِ‌روي بشر و ارتقاي سطح زندگي او، نيازمند افزايش توانمندي‌هاي خود در بهره‌برداري از پتانسيل‌ها و ظرفيت‌هاي فناوري و استفاده بهره‌ورانه‌تر و بهينه‌تر از منابع طبيعي و محيط‌زيست هستيم. "نوآوري" و "كارآفريني" نيز كه موتور حركت اقتصاد نوين به‌شمار مي‌آيند، متأثر از سطح سواد علمي، دانشي و فناورانه مردم جامعه هستند. به همين علت، هم‌اكنون بسياري از انديشمندان، ملت‌ها و دولت‌ها قوياً در جهت آماده‌سازي خود و به‌خصوص نسل آينده براي حضوري فعال در قرن بيست و يكم كه عصر فناوري، عصر اطلاعات و در يك كلام عصر دانش است، تلاش مي‌كنند.

دولت آمريكا (كلينتون) در سال 1995، فراخواني ملي براي ارتقاي سطح آموزش در آمريكا و افزايش سواد فناوري دانش‌آموزان اعلام كرد و از تمامي والدين، معلمان، جوامع و رهبران كسب‌وكارها درخواست نمود تا با عزمي راسخ و همكاري همگاني، شرايط رشد و تجهيز دانش‌آموزان به دانش‌ها و مهارت‌هاي موردنياز براي آينده را فراهم نمايند. دولت كلينتون سواد فناوري را به‌طور خاص بر فناوري اطلاعات، اينترنت و كامپيوتر متمركز دانست و به تعبيري با محورگرفتن فناوري اطلاعات تلاش كرد تا دانش‌آموزان را به كمك يك سيستم آموزش برتر براي ورود به عصر اطلاعات و دانش (كه پايه آن همان اطلاعات است) آماده سازد. البته انتقاداتي نيز نسبت به اين رويكرد خاص به سواد فناورانه و تخصيص بودجه هنگفت دولت به اين امر صورت گرفت، اما آنچه مسلم است اين رويكرد كه مي‌تواند مبناي مستحكمي براي افزايش آگاهي‌ها و دانش مردم و نسل آينده در تمامي زمينه‌ها باشد، چندان هم دور از منطق نيست. بعد از بيان چندين تعريف و نكته حائز اهميت راجع به سواد فناوري، به ارائه محورهاي اين سيستم نوين آموزش و روش ارتقاي سواد فناوري در جامعه، به‌خصوص مدارس، مي‌پردازيم.

3. رويكردها، تعاريف و نكات مختلف راجع به سواد فناوري

قبل از اينكه به بيان رويكردها و تعاريف مختلف و نظرات انديشمندان راجع به سواد فناوري بپردازيم، جا دارد تعريف مختصري از مفهوم سواد و مفهوم فناوري ارائه كنيم. به‌طور مختصر مي‌توان گفت "فناوري" مشتمل بر تمامي تغيير و تبديل‌هايي (رويكردها) است كه انسان در محيط طبيعي پيرامون خود در راستاي برآوردن اهدافش، ايجاد مي‌كند (داجر، 2001). در واقع فناروي، ابزار رفع نيازهاي مختلف انسان از طبيعت است و به تعبيري واسط نيازهاي انسان و منابع محيطي است.

اما سواد چيست؟ "سواد" توانايي به رمز درآوردن (كُدكردن) و رمزگشايي (دي كُدكردن) پيام‌هاست. در واقع اين تعريف، سواد عمومي يعني خواندن و نوشتن را نيز در بر مي‌‌گيرد. پس سواد فناوري نيز، توانايي به رمز در آوردن و رمزگشايي پيام‌هاي فناورانه است. به رمز در آوردن و رمزگشايي با در نظر گرفتن زبان، يعني همان توانايي فهم، درك و استفاده از كلمات و معاني آن‌ها؛ و به قول شيكزن‌ميهالي (1990)، پيش‌فرض سواد، وجود مجموعه نشانه‌هاي مشتركي است كه بسان رسانه‌ي انتقال اطلاعات بين ذهن افراد و رخدادهاي خارجي عمل مي‌كند. اما اينكه مجموعه نشانه‌هاي مشترك فناوري چيست، هنوز به‌طور كامل شفاف نشده است. بعضي آن را همان "حل مسأله" و بعضي آن را "روش فناورانه" مي‌دانند كه مجموعه نشانه‌هاي مخصوص فناوري را در بر دارد (سويج و استري، 1990). بعضي ديگر نيز، ميزان هوشياري، احاطه بر ابزارها، و يا هر دوي آن‌ها را مجموعه نشانه‌هاي مشترك فناوري مي‌دانند. به‌هر حال، جداي از بحث‌هاي فلسفي پيچيده، تعاريف و مصاديق ساده‌اي راجع به سواد فناوري وجود دارد كه تقريباً تمامي انديشمندان بر مشتركات آن اتفاق‌نظر دارند. تعاريف و محورهاي اساسي و مشترك عبارتند از:

·        فهم و درك ماهيت فناوري و نقش آن در زندگي بشر

·        شناخت فناوري‌هاي مختلف و فرايند توسعه هر فناوري

·        در اختيار داشتن دانش و مهارت‌هاي موردنياز براي انتخاب و به‌كارگيري فناوري‌هاي مختلف و جديد در هر زمينه (هايرن، 1989)

·        درك چگونگي طراحي، به‌كارگيري و كنترل سيستم‌هاي فناورانه

·        داشتن ديد و دانشي جامع راجع به فناوري، مهارت‌هاي ابزاري و ارزيابي فناوري، و آگاهي نسبت به فناوري‌هاي جديد و كاربردهاي آنان (استفن، 1986)

·        توانايي تصميم‌گيري مدبرانه، متعهدانه و مسوولانه راجع به فناوري و پيامدهاي آن

·        توانايي به‌كارگيري فناوري و مهارت‌هاي مربوط به آن در جهت منافع جامعه (كرافت،
 1991)

·        توانايي واكنش منطقي نسبت به پيامدهاي اخلاقي فناوري

·        فهم تمامي عوامل دخيل در خلق و توسعه فناوري‌ها و تأثيرات فناوري بر جامعه، افراد و محيط‌زيست

·        توانايي ارزيابي فناوري از ابعاد گوناگون، شامل مخاطرات، قابليت اعتماد، عوارض جانبي، و پايداري زيست‌محيطي فناوري‌هاي جديد

·        درك فرايندهاي گردش اطلاعات، استفاده كامل از فناوري اطلاعات (اينترنت و كامپيوتر) و داشتن مهارت و آگاهي در يافتن اطلاعات، گزينش، مرتب‌سازي و به‌كارگيري آن‌ها (رويكرد دولت كلينتون)

·        فهم و دركي جامع از سابقه تاريخي و فرهنگي فناوري و تطبيق آن با نيازهاي متغير و متنوع جامعه، برمبناي تفكري خلاق، مدبرانه و مسوولانه (گاگل، 1997)

·        توانايي سازگاري، همراهي و تسلط بر تغييرات سريع و مداوم فناوري

·        ارائه راه‌حل‌هاي خلاقانه و نوآورانه براي مشكلات فناورانه

·        انجام كارها از طريق دانش فناورانه به‌گونه‌اي كارآمد و اثربخش

·        ارزيابي منصفانه و مدبرانه فناوري‌ها و نحوه حضور آن در جغرافياي زندگي انسان

·        سه جزء سواد فناوري عبارتند از: فناوري ساخت، فناوري سازمان، فناوري استفاده از اطلاعات (اُوِن و هيوود، 1986)

4. لزوم و روش افزايش سواد فناوري مردم جامعه

مردم ديدگاههاي بسيار متناقضي نسبت به فناوري دارند. بعضي آن را بسيار مرموز و جادويي مي‌دانند و بعضي ديگر بسيار خطرناك و مخاطره‌آميز؛ و بعضي هم آن را تواناي مطلق در حل مشكلات انسان مي‌دانند. اين ديدگاهها همگي به نوعي اغراق‌آميز و ناشي از ناآگاهي مردم نسبت به ماهيت فناوري و عملكردهاي آن است.

همان‌طور كه قبلاً گفتيم، در دنياي فناورانه امروز كه هم اقتصاد و هم جامعه و فرهنگ ما بر پايه‌ي فناوري بنا شده است، ما بايد به‌طور جدي در راستاي ارتقاي سواد فناوري مردم گام برداريم. اين كار بايد از روش‌هاي مختلف و به‌صورت موازي پيگيري شود. پيش از همه رسانه‌هاي عمومي و به‌خصوص صداوسيما بايد در آگاه‌سازي مردم و افزايش سواد  آنان از بُعد علمي و فناورانه بكوشند. مسوولان و مديران ارشد كشور نيز بايد تمامي سازمان‌ها و موسسات ذيربط را به توجه جدي به اين مطلب و لحاظ نمودن آموزش‌هاي همگاني ملزم نمايند. مهمتر از همه اينكه نظام آموزشي كشور بايد اصلاح شود و برنامه آموزشي با محوريت سواد علمي و فناورانه بازسازي شده و تلاش شود تا نسل آينده به‌صورت جدي براي عصر فناوري و اطلاعات آماده شود.

توجه به اين موارد و اقدام جدي در اين باره، علاوه بر اينكه جامعه و فرهنگ ما را در برابر تغييرات و تأثيرات نامناسب فناوري محفاظت مي‌كند، باعث تسريع رشد اقتصادي و صنعتي كشور خواهد شد و به‌علاوه روح نوآوري و كارآفريني را نيز در جامعه تقويت مي‌كند. براي تحقق اين هدف، طي اين مراحل ضروري است:

1.       تعريف و تدوين دقيق و كامل ساختار فناوري و تشريح رئوس و اجزاي آن

2.       تدوين دقيق استانداردهاي سواد فناوري در كشور براساس ارزش‌ها و فرهنگ جاري مردم و تعيين دامنه و حوزه معنوي و فكري كامل اين دانش

3.       اصلاح برنامه آموزش مدارس، موسسات آموزشي و دانشگاهها و گنجاندن دروس مربوط به سواد فناوري در آن‌ها

4.       از آنجا كه سواد فناوري ماهيتاً رويكردي بين‌رشته‌اي دارد (مثلث كانت)، اصلاح ساير دروس را نيز نبايد از ياد برد.

5.       آموزش و تربيت معلمان و آماده‌سازي آنان براي آموزش كارآمد و اثربخش در قرن بيست و يكم

6.       اجراي جدي استانداردهاي ملي سواد در مدارس

7.       توسعه و نوسازي مدارس براساس استانداردهاي نوين آموزشي

8.       فراخواني والدين به حضور جدي‌تر در فرايند يادگيري فرزندانشان

9.      متصل‌كردن تمامي كلاس‌هاي درس و كتابخانه‌ها به اينترنت

10.      ملزم ساختن معلمان و مدرسان به استفاده از فناوري، و به‌خصوص فناوري اطلاعات در امر تدريس (ايجاد نسلي كه با فناوري آشنا است و با آن تعامل داشته است.

11.      ايجاد امكاناتي سهل‌الوصول براي بزرگسالان تا بتوانند فرايند يادگيري خود را ادامه دهند (حتي اعطاي بورس‌هاي مهارتي و آموزشي به آنان)

12.      طولاني‌تر نمودن دوره آموزشي از 12 سال به 14 سال (2 سال به‌صورت اضافي در دانشگاهها براي همه)

ما عملاً وظيفه انتقال خود به يك جامعه جهاني نوين را برعهده سيستم آموزشي خود قرار داده‌ايم. اما متأسفانه همچنان شاهديم كه اين سيستم، اقدامات لازم و كافي را در اين جهت به انجام نمي‌رساند. جالب است بدانيد تحقيقات مختلفي كه انجام گرفته است (فانينگ، 1994)، بيانگر اين مطلب است كه حتي در جامعه آمريكا هنوز معلمان مدارس، مقوله فناوري را به‌صورت يك "گزينه اختياري" فرض مي‌كنند و در اغلب موارد، حداكثر به گنجاندن يك درس به نام فناوري در برنامه آموزشي بسنده كرده‌اند. همان‌طور كه قبلاً نيز توضيح داديم، اين رويكرد بسيار ضعيف و ناكارآمد است، به اين علت كه سواد فناوري، اساساً ماهيتي بين‌رشته‌اي دارد و توجه به ساير وجوه آن ضروري است.

5. استانداردهاي سواد فناوري

تمامي دغدغه‌هاي ذكرشده باعث شده است تا كشورهاي مختلفي از جمله آمريكا، استراليا، و كانادا به‌طور جدي به اصلاح نظام آموزشي و ارتقاي سواد فناوري جوامع خود بينديشند. دولت آمريكا، طرحي را براي تعيين استانداردهاي سواد فناوري توسط انجمن بين‌المللي آموزش فناوري آمريكا (ITEA) و با همكاري گسترده و دلسوزانه مدرسان، مهندسان و دانشمندان، در سال 2000، به اجرا گذاشت. عنوان اين طرح "فناوري براي همه آمريكايي‌ها" بود. نهايتاً 20 استاندارد شناختي و فرايندي، استخراج شد كه مي‌توان آن‌ها را به 5 گروه تقسيم كرد:

·        ماهيت فناوري: دانش‌آموزان قادر به توسعه و بسط فهم خود در اين موارد خواهند بود:

            1.      ويژگي‌ها و گستره فناوري

            2.      مفاهيم پايه و اساسي فناوري

            3.      روابط بين فناوري‌ها و ارتباط فناوري با ساير زمينه‌ها

·        فناوري و جامعه: دانش‌آموزان قادر به توسعه و بسط فهم خود در اين موارد خواهند بود:

            4.      تأثيرات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي فناوري

            5.      تأثيرات فناوري بر محيط‌زيست

            6.      نقش جامعه در توسعه و به‌كارگيري فناوري